آدرس جدید ما:iran-managment.rozblog

.com/

این وبلاگ اجازه سرهم نوشتن آدرس رو بعلت حسادت به انتقال به یه سرویس دهنده دیگه نمیده!شما به بزرگی خودتون ببخشید!این وبلاگ دیگه تا اطلاع ثانوی آپدیت نمیشه و اخبار رو منحصرا از وبلاگ جدید پیگیری کنید

اسباب کشی و نقل مکان این وبلاگ(بزودی!)

دوستان عزیز که بیش از 6ماه این وبلاگ شده خونه دومتون!تعداد بیش از 30000بازدید توی این مدت کوتاه برای خودش رکوردیه! امروز حتی از دانشگاه های دیگه هم بازدید کننده داریم و بهم ایمیل می زنند . با توجه به اینکه الان سرمایه جمعی ما زیادتر شده و نیاز به یک خونه بهتر و مدرن تر داریم،یه سرویس دهنده بلاگر پیدا کردم توپ!این خونه جدید ما در حد یک پنت هاوس در ولنجک یا شهرک غرب مدرنه.یکی از مزایای بزرگ اون اینه که امکان ایجاد تالار گفتگو داره و از طرفی امکان اینکه عضویت تعریف بشه و اعضا با امنیت بیشتر بتونند توش زندگی کنند هست.یه سر بهش بزنید و امکاناتشو ببینید.

بهر حال از اونجایی که توی این دنیا به هیچ چیز و هیچ کس نمیشه 100درصد اطمینان کرد لذا ما به موازات اینکه این وبلاگ رو بعنوان اولین خونه ای که باهم آشنا شدیم حفظ خواهیم کرد و در عین حال سایت جدید رو فعال می کنیم.لذا فعلا توی این دوره انتقالی هر دو تا وبلاگ رو داشته باشید تا ظرف یک ماه آینده کاملا به خونه جدید بریم.

دوستان توی این مدت انتقالی ضمن کار با وبلاگ جدید هر جور ایده و نظر برای بهتر شدن خدماتش دارند بهم بگند.در ضمن همه تون توش عضو بشید و هنگام عضو شدن اسم واقعی تون رو بنویسید تا پذیرشتون رو اکسپت کنم.در ضمن تالار گفتگو رو فعال کنید.خوبی این وبلاگ اینه که جز خودمون کسی نمیتونه از ماجراهای اعجاب انگیز پردیس باخبر بشه!

منتظرتون هستم توی خونه جدید.گل و شیرینی یادتون نره...

آدرس: http://

www

.iran-managment.rozblog

.com/

آرشیو کل مطالب وبلاگ(از صدر اسلام تا امروز!)

آرشیو کل مطالب وبلاگ از آغاز تاسیسش تا امروز15فروردین91 که شامل اخبار،آدرس فایل های بارگذاری شده،آدرس سایت ها و مطالب علمی و ... هست رو توی لینک زیر به حجم 2.5مگابایت میذارم.داشتنش خالی از لطف نیست!

http://s2.picofile.com/file/7344698274/emba_ut_910115_2_.doc.html

جزوات دروس ترم902

در این پست ثابت و در قسمت ادامه مطلب لیست و لینک تمامی فایل های جزوات به صورت یکجا میاد.از این به بعد هر جلسه از جزوه ها فقط توی همین پست اضافه میشه پس مدام چکش کنید.

همچنین اگه به هر دلیل مشکلی توی دریافت جزوه ها داشتید به نویسنده همون جزوه ایمیل بزنید.بعضی از این دوستان جزوه نویس نمیتونند فایل جزوه شونو توی وبلاگ بارگذاری کنند و مجبورند به تک تک همکلاسی ها ایمیلش کنند.اطلاعات تماس و ایمیل رو از بانک اطلاعات(در موضوعات وبلاگ)دانلود کنید.

در ضمن پروژه های این ترم:

مسایل جاری در مدیریت:یک سازمان مثلا سازمان خودتان را در نظر بگیرید و با مدل هایی مثل تئوری سه شاخگی اهرنجانی آنرا تحلیل کنید.

سازمان های پیچیده:یکی از موضوعات مطرح شده در جلسه اول را انتخاب کنید و یک مقاله کتابخانه ای براش بنویسید(کپی کنید!!!)

مدیریت استراتژیک:برای سازمان خودتان با استفاده از مباحث این درس استراتژی بنویسید(فقط به مدیرتان آنرا نشان ندهید...!)

بازاریابی:یا یک مقاله مربوط به سال2008به این طرف را ترجمه کنید و یا روی یک محصول یا خدمت ، مسایل بازاریابی را تحلیل کنید.

همه موارد بالا را پس از هماهنگی ایمیلی با اساتید معظم انجام دهید.

جزوه ها رو در ادامه مطلب رو داشته باشید:

ادامه نوشته

قبل از مقدمه(همه میدونن بجز خواجه حافظ شیرازی اصل قمی!)

دوستان مهربان و همکلاسی های فرهیخته!در خصوص وبلاگ :

1- خواهشمند است برای به اشتراک گذاشتن هر نوع سخن،ایده،خبر،نظر،مطلب،طنز،ترحیم،تکریم،پیام تبریک ازدواج،پیام بازرگانی و خلاصه هر چه که هست مطلب خود را به vahidreza2060@yahoo.comایمیل نمایید تا در معرض نظر سایر مخاطبان قرار گیرد.

بی شک به اشتراک گذاشتن نظرات و مقالات موجب تسلی خاطر بازماندگان نبردهای سنگین کارشناسی ارشد دانشگاه معظم تهران خواهد شد...

2- دوستانی که تمایل دارن جزء نویسندگان این وبلاگ باشن اعلام نظر کنند.نیاز به توضیح منافع وبلاگ گروهی نیست چون همه میدونن بجز خواجه حافظ شیرازی قمی الاصل!

3- در ضمن پیشنهاد من به همه اینه که عادت کنیم بجای اینکه توی جاهای مختلف نظر بنویسیم و پیام بدیم همه کارهامون رو توی وبلاگ تجمیع کنیم.با این کار تکلیف همه مشخصه و میدونن هر خبری باشه همینجاست:توی وبلاگی که متعلق به همه بچه های همکلاسیه.

4- توی سیستم نظر سنجی که همین پایین سمت چپ هستش بصورت فعال شرکت کنید.این یه تمرین واسه پرورش روح جمعی،مشارکت گروهی و دموکراسی(تو روز روشن!)هست واسه همه مون.

5- بجای اینکه فایل ها و مطالب درسی یا غیر درسی از ایمیل بفرستید واسه همه که معمولا به همه نمیرسه ، توی سایتی مثلs1.picofile.com بارگذاری کنید و لینکش بذارید توی وبلاگ یا به من ایمیل کنید تا بذارم.

رزومه همکلاسی ها:

سلام
یکی از مواردی که خیلی از همکلاسی ها از جمله آقای نیا و بخردی روش تأکید داشتند این بود که مشخصات رزومه و توانمندی های همکلاسی ها توی وبلاگ بارگذاری بشه تا همه همدیگه رو بهتر بشناسن و از طرفی موجودی مهارت و توانمندی کل دوستان مشخص بشه تا بشه از توانمندی هم استفاده کنیم.ممکنه یکی از دوستان توی موسسه یا شرکت یا پروژه ش نیاز به مهارتی داشته باشه که با دونستن اینکه کدوم همکلاسی ش چه مهارتی داره بتونه از اون استفاده کنه.چه بسا همین باعث شراکت ها و استخدام ها و منشا خیرات بشه.بالاخره تا کسی ندونه که ما چه توانمندی داریم نمیتونه از ما استفاده کنه.
پس خواهش میکنم دوستان موارد زیر رو توی یه فایل ورد یا پی دی اف به سلیقه خودشون و با اضافات یا کم کردن به صلاحدید برام ارسال کنند تا برای همه بذارم توی وبلاگ/خواهش میکنم همین الان دست به کار بشید و پشت گوش نندازید.کسی اگه نفرسته به خودش ستم کرده .ببینم کی اپن نس تر از همه است.
درخواستی ها:
مشخصات کامل شخصی
مشخصات تحصیل رسمی از دبیرستان تا الان
مشخصات مهارت ها،توانمندی ها،مدارک و دوره های آموزشی گذرانده شده
(کامپیوتر،زبان،مدیریت،تخصصی و...)
عضویت در سندیکاها،انجمن ها و سازمان ها
افتخارات و موارد ویژه
امور تالیفی و پژوهشی و آموزشی
علایق شخصی و کاری
و خلاصه هر چیز دیگه ای به صلاحدید و سلیقه خودتون

در ضمن یادتون نره حتما یک یا چند تا از عکس های خودتون بذارید توی صفحه تا قیافه همدیگه رو شناسایی کنیم موقع امتحانها و بعد از این.

برای افتتاح خودم اولین نفر رزومه م میذارم تا سد شکن بشم!

لینک1:http://uplod.ir/34pbdei61h7u/__________________________________________09198692825______________________91.pdf.htm


http://s2.picofile.com/file/7280501284/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87_%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D9%85%D9%86%D8%B409198692825%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4900928%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF.pdf.html

رزومه جناب آقای بخردی:http://s2.picofile.com/file/7282058167/%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1_%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%AE%D8%B1%D8%AF%DB%8C_2doc.pdf.html


بقیه رزومه ها در ادامه مطلب:


ادامه نوشته

قوانین مورفی

قوانین مورفی قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد: 1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان! 2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد خراب خواهد شد! 3- همه چيز در حال بدتر شدن است! 4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد. 5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن! 6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد! 7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد! 8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد! 9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد! 10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)! 11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش! 12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت! 13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند! 14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد! 15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد! 16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!! 17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!! 18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!! 19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد! 20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!! 21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد! 22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما! 23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد! 24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود. 25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم! 26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد! 27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند! 28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت! 29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد! 30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!! 31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد! 32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد! 33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!! 34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!! 35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساخت است! 36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد! 37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد! 38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش! 39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد! 40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترس بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!! 41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است! 42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!! 43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!! 44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد! 45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد! 46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!! 47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند! 48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد! 49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است! 50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

اردوی تفریحی دانشجویی قمصر

دوستان

آقای مهندس بخردی به قولی که آخر ترم قبل داده بودند عمل کردند:طی صحبتی که باهم داشتیم امر کردند من مشخصات این اردوی تفریحی سیاحتی زیارتی دانشجویی آشنایی و.. رو براتون بذارم توی وبلاگ.دوستان نظرشون رو بگن و نهایتا بعد از جمع آوری نظرات یه تصمیم میگیریم.متن خود مهندس که واسم ایمیل کرده:

حالت اول = حضور در قمصر کاشان پنج شنبه بعد ازظهر - شام - استراحت -صبح بازدید از مزاسم گلابگیری - بازدید از خانه های تاریخی و ....... و ... و
ناهار
حالت دوم = حضور دوستان صبح جمعه بازدید از خانه های تاریخی -- مراسم گلابگیری در قمصر یا نیاسر - ناهار و ......
لطفا نظر سنجی را اعلام کن
تاریخ جمعه مورخ 1/2/1391
یا جمعه مورخ 8/2/1391
منتظر پاسخ دوستان هستم
ضمنا اگر پنج شنبه انتخاب شد امکان اسکان خانم ها بصورت مجزا می باشد
با تشکر بخردی

پس خواهشا نظراتتون رو یا اینجا بنویسید یا ایمیل بدید یا به آقای مهندس بزنگید و شفاهی بگید.
نظر خود من:
یک روزه جمعه1اردیبهشته.در ضمن من بیشتر موافق مراسم گلابگیری و حضور در طبیعتم تا رفتن به کاشان و بناهای تاریخی چون اونها رو میشه توی سایر فصول هم رفت ولی این اردیبهشت فقط توی اردیبهشته که بهشت قمصر و گلاب و دوستان گلی مثل شماست.فقط اومدید قمصر مواظب باشید گلاب گل های پردیس قم که خود شمایید رو نگیرند.شما که همه تون دلکوک و خوش آهنگید...
منتظر فیدبک سریع شما هستیم

پروژه و کار کلاسی مدیریت منابع مالی(دکتر تهرانی)

همکلاسی های محترم

ظاهرا آقای دکتر برای اینکه ما این ترم این درس رو پاس کنیم برامون کار کلاسی در نظر گرفتند.لذا طی صحبتی که با ایشون بعنوان نماینده شما داشتم،قرار شد مشخصات کامل همه همکلاسی ها توسط من جمع آوری بشه و به ایشون بدم تا بعدا مشخص کنند دقیقا برنامه شون چیه واسه تک تک ماها.

لذا خواهش می کنم سریعا تا قبل از شنبه هر یک از شما این فایل رو دانلود کنه و بعد از پر کردن و ذخیره فایل به نام شخصی خودتون،اونرو به ایمیل من ارسال کنه.من پس از گرفتن مشخصات تک تک شما باید این فایل های اکسل رو توی یک فایل تجمیع کنم.از اون فایل یک نسخه هم به خودتون میدم.

تعلل هر کدوم از همکلاسی ها به ضرر خودشونه چون من شنبه هر کی مشخصاتشو فرستاده بود میدم به دکتر.

لینک فایل فرم دکتر تهرانی: http://s2.picofile.com/file/7352428381/form_dr_tehrani.xls.html

پیشداوری-پائولو کولیو

مطلب جالبی از خانم صیاد:
..ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم...
ادامه نوشته

خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت، پس لطفا بخوانيد!

مطلب جالب از همکلاسی مون آقای ملارضا

سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو Volvo   استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت

ادامه نوشته

. قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی

. قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی
 
                                                                                      
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.

تا حالا ساعت به این قشنگی دیده بودی؟؟؟؟!!! خوب حالا ببین

سلام دوست عزیز

تا حالا ساعت به این قشنگی دیده بودی؟؟؟؟!!!
خوب حالا ببین
 

20 عامل عقب ماندگی ایرانیان_سخنرانی‌ مصطفی‌ ملکیان‌


ادامه نوشته

سازگاری ایرانی _مهندس مهدی بازرگان


ادامه نوشته

ده نکته یاد گرفتنی از مردم بزرگ ژاپن برای مردم جهان


ادامه نوشته

خلقیات ما ایرانیان!

دو صفحه نوشته ساده به کتاب "خلقیات ما ایرانیان" به قلم روانشاد محمد علی جمال زاده اضافه کنید!!!

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!

پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!

بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!

موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!

شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!

فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دین و مذهب! و عربها و غیره! اما تا یه مشكلی پیش میاد میگیم یا فلان امام!! و در لوس آنجلس هم بیشتر سفره حضرت عباس باز میکنیم تا توی تهران...

ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که میشیم پنج نظر متفاوت داریم و هممون خیال میکنیم حق داریم.

ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!

ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!

ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!

ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!

ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار های آدمخور .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !

ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!

ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط !

ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.

به آذری ها متلک میگیم، اونارو مسخره میکنیم و براشون جوک میسازیم ولی بهترین و مفیدترین دوستامون آذری هستن!

اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:

یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!

دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!

سه: دولت کشورمون باید مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با یک شرط:

ما همون "آدم" هایی که در بالا گفتیم بمونیم!!!

قابل توجه جزوه نویسان

دوستانی که قبول زحمت نوشتن جزوات رو انجام دادن توجه کنند که از این فرصت تعطیلات استفاده کنند و تا آخرین جلسه قبل از عید رو بنویسن.همکلاسی ها مکررا به من ایمیل زدند و منتظر جزوات شما هستند.در ضمن اگه از بقیه همکلاسی ها کسی هست که موازی همین جزوه ها،خودش جزوه ای نوشته اگه دوست داشت جزوه ش رو آپلود کنه و لینک آپلودش رو برام بفرسته تا اون هم بارگذاری بشه.بهرحال چند روایت از درس ها داشته باشیم بهتره.

پیام تبریک عید

دوستان هر کی هرجور پیام تبریک عید و سال نو از هر سبکی داره اینجا بنویسه آخرش همه اینها رو جمع می کنم برای همه ایمیل می کنم.فکر کنم کلکسیون جالبی بشه.فقط به دلایلی که بعدا میگم نظرات بعد از تایید خودم قابل نمایش میشه.نگران نمایش فوری نظرات نباشید.به فاصله یک روز نظرات تایید میشه

این شما و اینم تبریک نوروزی تون...

چند شعر :

فریدون مشیری:

·       خوش به حال غنچه‌های نیمه باز

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه‌ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ.
ادامه نوشته

آیا شما اینگونه اید؟


ادامه نوشته

تفاوت نگرشي در شيوه هاي آموزش ژاپني‌ها و ايراني ها


ادامه نوشته

پروژه های این ترم(پورتفولیویروژه ها!)

مسایل جاری در مدیریت:یک سازمان مثلا سازمان خودتان را در نظر بگیرید و با مدل هایی مثل تئوری سه شاخگی اهرنجانی آنرا تحلیل کنید.

سازمان های پیچیده:یکی از موضوعات مطرح شده در جلسه اول را انتخاب کنید و یک مقاله کتابخانه ای براش بنویسید(کپی کنید!!!)

مدیریت استراتژیک:برای سازمان خودتان با استفاده از مباحث این درس استراتژی بنویسید(فقط به مدیرتان آنرا نشان ندهید...!)

بازاریابی:یا یک مقاله مربوط به سال2008به این طرف را ترجمه کنید و یا روی یک محصول یا خدمت ، مسایل بازاریابی را تحلیل کنید.

همه موارد بالا را پس از هماهنگی ایمیلی با اساتید معظم انجام دهید.

روایت پیتر دراکر از فا حشه های شرکت جنرال موتورز


ادامه نوشته

آنتونی رابینز - زندگینامه

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 28 April 2009
Image
 در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد.
این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت.
اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست.  و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.
 ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.
او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.
در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.
این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.
رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM ، American express ، Mac Daglas ، AT &T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.
تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است .
با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل
می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.
اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.
علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.
رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”
آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.
نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید -

برگرفته از: salamatkadeh.blogsky.com

خلاصه کتاب های مدیرتی و کارآفرینی

خلاصه کتاب های مدیریتی
صفت های بایسته یک رهبر چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 16 January 2008
دریافت فایل (pdf)
 
راه های ساده برای مدیریت کارمندان - پرمود باترا، ویجی باترا چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 15 January 2008
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 15 January 2008 )
 
قوانین جهانی موفقیت ـ برایان تریسی چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 12 December 2007
دریافت فایل (word)
 
پیش به سوی کارآفرینی ـ جیمز آر . کوک چاپ ارسال به دوست
Sunday, 09 December 2007
دریافت فایل(word)
 
تحول موفقیت در فرهنگ دیجیتالی فردا ـ روزابت کانتر چاپ ارسال به دوست
Sunday, 28 October 2007
دریافت فایل(pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
آیین‌نامه نظارت شرکت‌ها براساس(ECD) چاپ ارسال به دوست
Saturday, 27 October 2007
دریافت فایل(pdf)
 
پنجمین فرمان خلق سازمان یادگیرنده ـ پیتر سنگه چاپ ارسال به دوست
Friday, 26 October 2007
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
واقعیت ساده در مورد کنار آمدن با دوستان و دشمنان در محل کار چاپ ارسال به دوست
Thursday, 25 October 2007
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
بابای دارا، بابای ندار(رابرت کیو ساکی،شارون لچنر) چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 24 October 2007
دریافت فایل(pdf)
 
تنها بی‌پروایان پایدارند - اندرو گرو چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 23 October 2007
دریافت فایل (pdf)
 

تغییر ساعت کلاس مسایل جاری در مدیریت

با صحبتی که با استاد و آقای ناظم پور شد آقای دکتر فلاح از برگزاری کلاس در ساعت14تا16شنبه ها بشدت استقبال کرد و حتی به نوعی خود را مصر به این موضوع نشان داد ولی گویا یکی از همکلاسی ها اعلام مخالفت نموده با این موضوع و لذا استاد تغییر ساعت کلاس را منوط به توافق100درصدی دانست.من تصور نمی کردم کسی باشه که براش بعدازظهر بودن کلاس ها ارجحیت نداشته باشه چون اکثر ماها شاغلیم و کلاس صبح یعنی بیخیال کلاس!من که بشدت مشکل دارم و نمیتونم حتی گوش بدم به کلاس چه برسه به اینکه بخوام مشارکت کنم.من خواهش می کنم اگه از دوستان کسی هست که واقعا مشکل حاد نداره و میتونه موافقت کنه با کلاس بعدازظهر،به احترام دوستان با آقای ناظم پور تماس بگیره و از نظر منفی خودش انصراف بده.

در ضمن اگه کسی مخالف برگزاری کلاس توی ساعت14شنبه است توی نظرات اعلام کنه .عدم نظردهی یعنی اینکه همه موافقند و این مبنای درخواست ما میشه.

خلاصه فصول11و12کتاب استراتژی دکتر علی احمدی پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه فصول7و8و9و10کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه فصول5و6 کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

۲۱ پند مدیریتی ماتسوشیتا  


ادامه نوشته