سازگاری ایرانی _مهندس مهدی بازرگان
ده نکته یاد گرفتنی از مردم بزرگ ژاپن برای مردم جهان
خلقیات ما ایرانیان!
مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دین و مذهب! و عربها و غیره! اما تا یه مشكلی پیش میاد میگیم یا فلان امام!! و در لوس آنجلس هم بیشتر سفره حضرت عباس باز میکنیم تا توی تهران...
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که میشیم پنج نظر متفاوت داریم و هممون خیال میکنیم حق داریم.
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار های آدمخور .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط !
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
به آذری ها متلک میگیم، اونارو مسخره میکنیم و براشون جوک میسازیم ولی بهترین و مفیدترین دوستامون آذری هستن!
اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!
سه: دولت کشورمون باید مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با یک شرط:
ما همون "آدم" هایی که در بالا گفتیم بمونیم!!!
تكنولوژي حيرت انگيز ژاپني ها
دانشجو در کشورهای مختلف!
پرسش ۴۵ دلاری !!!
جملاتي از آلبرت انيشتين
چند دانستنی جالب و خواندنی -حتما بخونید
ولنتاین(باران عشق-ناصر چشم آذر)
واسه همه تون مبارک باشه.بعضی اس های ولنتاینی رو کپی کردم توی ادامه مطلب:
هشت درس از اصغر فرهادی برای موفقیت در کسب و کار(خدایی اصغر در جدایی نادر از سیمین)
افراد موفق، فرای زمینه کاری، رویکرد متفاوتی نسبت به کار دارند. این گروه نکاتی را در کارشان مد نظر قرار میدهند که باعث میشود در جایگاه متفاوتی نسبت به دیگران بیاستند. اگرچه هرکدام از ما، آدمهای متفاوتی با ویژگیها و تواناییهای متفاوتی هستیم. همانطور که انیشتین، دکتر حسابی، پروفوسور سمیعی، استیوجابز، بیلگیتس، علی حاتمی و هزاران آدم بزرگ یکتا هستند و مشابه ندارند، اصغر فرهادی و خود شما هم یکتا هستید و مشابه ندارید. اما همیشه توجه به نکات انگیزههای برای پیشرفت میدهند.
لازم به ذکر است که این نکات صرفا برداشت شخصی من از رویکرد کاری اصغر فرهادی است که از میان مصاحبهها، گفتگوها و نقدها جمعبندی شده است.
۱- توجه به مبانی
آمادگی بازیگران در فیلمهای فرهادی به سبک تئاتر است. در تئاتر دورخوانی و اتود زدن (بازیکردن موقعیتها) یک تمرین پایهای است برای رسیدن به نقش اصلی. کمتر پیش میآید که در سینما گروهی به این شکل برای رسیدن به نقشها تمرین کند. توجه به مبانی بازیگری و توجه به ریشههای شخصیتی هر نقش باعث میشود که کاراکترهای منحصر به فردی در فیلم جلوی چشم تماشاگر جلوه کنند.
توجه به مبانی و اصول در هر زمینه کاری کمک میکند تا بتوانید خدمات و محصولاتی با کیفیت و البته با اصالت ایجاد کنید.
۲- فیلمسازی به مثابه راهاندازی یک کسب و کار جدید
اصغر فرهادی تاکنون فیلمهایی را کارگردانی کرده که فیلمنامهاش را هم خودش نوشته. فرهادی ایده را پرورش میدهد، طرح را مینویسد، فیلمنامه را آماده میکند، تیم میسازد و کار را شروع میکند. این روند تشابه زیادی با راهاندازی یک کسب و کار دارد. در واقع فرهادی مثل یک کارآفرین، از ایده تا اجرا و نتیجه درگیر تمام روالهای کاری میشود و به جزییات اهمیت میدهد.
۳- توجه به جزییات
ممکن است ایده ساختن فیلمی در مورد دروغ به ذهن خیلی از کارگردانها برسد اما چه اتفاقی میافتد که در بین همه این فیلمها، چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین تبدیل میشود به سهگانهای ماندگار؟
پاسخ توجه به جزییات است. این جزییات است که باعث بروز تفاوت در یک کار با یک کار دیگر میشود. چه آن کار یک اثر هنری باشد و چه ایده راهاندازی یک کسب و کار. چه یک کارگردان توجه به جزییات را مهم بشمارد و چه یک متخصص فنی.
در تمام دنیا محصولات و خدمات مشابهی وجود دارد. اما توجه به جزییات در یک محصول یا خدمت عامل موفقیت آن میشود.
۴- جهانبینی
البته که جزییات بسیار مهم است اما نگاه به جزء از نگاه به کل سرچشمه میگیرد. نگاه کلی جهانبینی ماست. در فیلمهای اصغرفرهادی با نوع نگاه کارگردان به دنیا آشنا میشویم. فرهادی در نقطهای میایستند و به دنیا نگاه میکند که شاید برای بسیاری تازگی داشته باشد. فرهادی یک نگاه کلی به دنیا دارد و بعد به جزییات بخشی از این دنیا میپردازد. این نوع نگاه ناشی از جهانبینی است.
جهانبینی در کار به ما کمک میکند تا فلسفه انجام کاری را بهدست بیاوریم. اینکه چرا حرفی را میزنیم و چرا کاری را انجام میدهیم.
جهانبینی به ما نوعی نگرش و نگاه را میدهد. بهدست آوردن دید این تهدید را نیز با خود بههمراه میآورد که ممکن است باعث شود که در مورد مسائل و آدمها قضاوت کنیم و این قضاوت را به دیگران نیز عرضه کنیم. در فیلمهای فرهادی چه کسی میتواند به جد بگوید که حق با چه شخصیتی است؟ فرهادی جهانبینی خود را دارد و جزییاتی را میبیند. اما قضاوت در مورد درست و غلطی موضوع را واگذار میکند به بیننده. او برشی از یک زندگی را نشان میدهد که آبستن اتفاقاتی است.
در کار و زندگی به شکل تکراری این اتفاق میافتد که به آدمها و اتفاقات برچسب سیاه و سفید میزنیم و در مورد اونها قضاوت میکنیم. اما ممکن است اتفاقها جنبه دیگری هم داشته باشند که از دید ما پنهان باشد. ماه نیمهتاریکی دارد که ما نمیبینیم. برداشت ما از یک موضوع دلیلی بر درستی آن و محق بودن ما نخواهد بود.
۶- رهبری و موفقیت گروهی
تفاوت کلاسیک مدیریت و رهبری که همیشه به آن اشاره میشود در این است که یک رهبر علاوه برمدیریت و کنترل وظایف، تعریف دورنما و ایجاد انگیزه در تیم برای رسیدن به هدف را نیز برعهده دارد. فرهادی تصویر کار مورد نظرش را برای بازیگران توصیف میکند و آنها را برای درک موقعیت آماده میکند. خواستهاش را واضح میگوید و حرکت بازیگران را اصلاح میکند. با این روش نهتنها بازیگران که کل عوامل فیلم میدانند که به چه نقطهای میخواهند برسند.
۷- ایجاد فرصت
ممکن است از شرایط اینطور به نظر برسد که نمیتوان فیلمی با بعد جهانی ساخت، یا در این شرایط نمیتوان کاری با کیفیت انجام داد. میتوان پنداشت که اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب است و همین موضوع دلیل کافی است برای اینکه حرکتی نکرد. میتوان برای وجود ضعفها و کاستیها زمین و زمان را متهم کرد. اما فرهادی از تهدیدها و محدودیتها استفاده میکند و روش خلاقانهای را برای بیان موضوع مورد نظر خود پیدا میکند.
۸- دوری از حاشیهها
بسیاری از افراد حرفهای بزرگترین شکستها را وقتی متحمل میشوند که خود را درگیر حاشیهها کنند. وقتی درگیر بحثهای لفظی میشوند و شروع به صحبت درباره دیگران میکنند. این افراد بزرگترین ضربهها را وقتی میخورند که خود را درگیر جریانها و بازیهای عجیب و غریب میکنند. اما یک فرد حرفهای – فرهادی – که رویکردش رسیدن به هدف است، خود را از حاشیهها دور میکند و وارد بازیها و درگیریهای لفظی نمیشود.
جالب ولی جالب!
۱۲ نکته برای فکر کردن مانند افراد موفق
تعریف طنز نزدیک به واقعیت بعضی از مشاغل(مدیر مدرسه-جلال آل احمد)
مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.
حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.
بانكدار: كسي است هنگامي كه هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد.
اقتصاددان: كسي است كه فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي كه ديروز پيش بيني كرده بود امروز اتفاق نيفتاد.
روزنامه نگار: كسي است كه %50 از وقتش به نگفتن چيزهايي كه مي داند مي گذرد و %50 بقيه وقتش به صحبت كردن در مورد چيزهايي كه نمي داند.
رياضيدان: مرد كوري است كه در يك اتاق تاريك بدنبال گربه سياهيه مي گردد كه آنجا نيست.
هنرمند مدرن: كسي است كه رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.
فيلسوف: كسي است كه براي عده اي كه خوابند حرف مي زند.
روانشناس: كسي است كه از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد كه همسرتان مجاني از شما مي پرسد.
جامعه شناس: كسي است كه وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي كنند، او به مردم نگاه مي كند.
برنامه نويس: كسي است كه مشكلي كه از وجودش بي خبر بوديد را به روشي كه نمي فهميد حل مي كند.
تست هوش(خودشیفته فراهانی!)
نوستالژی کودکی(کودک درون)
آهنگ بچه های آلپ(واقعا سطح آهنگ بچه گی ما خیلی بالا بود خیلی از آهنگ هایی که ما توی سن5سالگی میشنیدیم مال آهنگسازهای بزرگی مثل ریچارد کلایدرمن بود مثل آهنگ حنا دختری در مزرعه الانش هضم اون آهنگ ها مال بچه های این دوره سخته!یا همین آهنگ که سبک خاصی از ویلون و سازی شبیه سنتور خودمون داره.ناگفته نماند سنتور اصلش مال اسکاتلنده) http://s2.picofile.com/file/7257472468/bache_haye_alp.wav.html



برای نشرمطلب در وبلاگ، فایل خود را به vahidreza2060@yahoo.comایمیل کنید