آدرس جدید ما:iran-managment.rozblog

.com/

این وبلاگ اجازه سرهم نوشتن آدرس رو بعلت حسادت به انتقال به یه سرویس دهنده دیگه نمیده!شما به بزرگی خودتون ببخشید!این وبلاگ دیگه تا اطلاع ثانوی آپدیت نمیشه و اخبار رو منحصرا از وبلاگ جدید پیگیری کنید

اسباب کشی و نقل مکان این وبلاگ(بزودی!)

دوستان عزیز که بیش از 6ماه این وبلاگ شده خونه دومتون!تعداد بیش از 30000بازدید توی این مدت کوتاه برای خودش رکوردیه! امروز حتی از دانشگاه های دیگه هم بازدید کننده داریم و بهم ایمیل می زنند . با توجه به اینکه الان سرمایه جمعی ما زیادتر شده و نیاز به یک خونه بهتر و مدرن تر داریم،یه سرویس دهنده بلاگر پیدا کردم توپ!این خونه جدید ما در حد یک پنت هاوس در ولنجک یا شهرک غرب مدرنه.یکی از مزایای بزرگ اون اینه که امکان ایجاد تالار گفتگو داره و از طرفی امکان اینکه عضویت تعریف بشه و اعضا با امنیت بیشتر بتونند توش زندگی کنند هست.یه سر بهش بزنید و امکاناتشو ببینید.

بهر حال از اونجایی که توی این دنیا به هیچ چیز و هیچ کس نمیشه 100درصد اطمینان کرد لذا ما به موازات اینکه این وبلاگ رو بعنوان اولین خونه ای که باهم آشنا شدیم حفظ خواهیم کرد و در عین حال سایت جدید رو فعال می کنیم.لذا فعلا توی این دوره انتقالی هر دو تا وبلاگ رو داشته باشید تا ظرف یک ماه آینده کاملا به خونه جدید بریم.

دوستان توی این مدت انتقالی ضمن کار با وبلاگ جدید هر جور ایده و نظر برای بهتر شدن خدماتش دارند بهم بگند.در ضمن همه تون توش عضو بشید و هنگام عضو شدن اسم واقعی تون رو بنویسید تا پذیرشتون رو اکسپت کنم.در ضمن تالار گفتگو رو فعال کنید.خوبی این وبلاگ اینه که جز خودمون کسی نمیتونه از ماجراهای اعجاب انگیز پردیس باخبر بشه!

منتظرتون هستم توی خونه جدید.گل و شیرینی یادتون نره...

آدرس: http://

www

.iran-managment.rozblog

.com/

آرشیو کل مطالب وبلاگ(از صدر اسلام تا امروز!)

آرشیو کل مطالب وبلاگ از آغاز تاسیسش تا امروز15فروردین91 که شامل اخبار،آدرس فایل های بارگذاری شده،آدرس سایت ها و مطالب علمی و ... هست رو توی لینک زیر به حجم 2.5مگابایت میذارم.داشتنش خالی از لطف نیست!

http://s2.picofile.com/file/7344698274/emba_ut_910115_2_.doc.html

قوانین مورفی

قوانین مورفی قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد: 1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان! 2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد خراب خواهد شد! 3- همه چيز در حال بدتر شدن است! 4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد. 5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن! 6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد! 7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد! 8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد! 9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد! 10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)! 11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش! 12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت! 13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند! 14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد! 15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد! 16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!! 17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!! 18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!! 19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد! 20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!! 21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد! 22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما! 23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد! 24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود. 25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم! 26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد! 27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند! 28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت! 29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد! 30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!! 31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد! 32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد! 33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!! 34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!! 35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساخت است! 36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد! 37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد! 38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش! 39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد! 40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترس بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!! 41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است! 42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!! 43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!! 44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد! 45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد! 46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!! 47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند! 48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد! 49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است! 50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

اردوی تفریحی دانشجویی قمصر

دوستان

آقای مهندس بخردی به قولی که آخر ترم قبل داده بودند عمل کردند:طی صحبتی که باهم داشتیم امر کردند من مشخصات این اردوی تفریحی سیاحتی زیارتی دانشجویی آشنایی و.. رو براتون بذارم توی وبلاگ.دوستان نظرشون رو بگن و نهایتا بعد از جمع آوری نظرات یه تصمیم میگیریم.متن خود مهندس که واسم ایمیل کرده:

حالت اول = حضور در قمصر کاشان پنج شنبه بعد ازظهر - شام - استراحت -صبح بازدید از مزاسم گلابگیری - بازدید از خانه های تاریخی و ....... و ... و
ناهار
حالت دوم = حضور دوستان صبح جمعه بازدید از خانه های تاریخی -- مراسم گلابگیری در قمصر یا نیاسر - ناهار و ......
لطفا نظر سنجی را اعلام کن
تاریخ جمعه مورخ 1/2/1391
یا جمعه مورخ 8/2/1391
منتظر پاسخ دوستان هستم
ضمنا اگر پنج شنبه انتخاب شد امکان اسکان خانم ها بصورت مجزا می باشد
با تشکر بخردی

پس خواهشا نظراتتون رو یا اینجا بنویسید یا ایمیل بدید یا به آقای مهندس بزنگید و شفاهی بگید.
نظر خود من:
یک روزه جمعه1اردیبهشته.در ضمن من بیشتر موافق مراسم گلابگیری و حضور در طبیعتم تا رفتن به کاشان و بناهای تاریخی چون اونها رو میشه توی سایر فصول هم رفت ولی این اردیبهشت فقط توی اردیبهشته که بهشت قمصر و گلاب و دوستان گلی مثل شماست.فقط اومدید قمصر مواظب باشید گلاب گل های پردیس قم که خود شمایید رو نگیرند.شما که همه تون دلکوک و خوش آهنگید...
منتظر فیدبک سریع شما هستیم

بهشت و جهنم

روزي يک مرد با خداوند مکالمه اي داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد، مرد نگاهي به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد، افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند، به نظر قحطي زده مي آمدند، آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمايند، اما از آن جايي که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدي، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و چاق بوده، مي گفتند و مي خنديدند، مرد گفت: 'خداوندا نمي فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، مي بيني؟ اينها ياد گرفته اند که به يکديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر مي کنند!'
هنگامي که موسي فوت مي کرد، به شما مي انديشيد، هنگامي که عيسي مصلوب مي شد، به شما فکر مي کرد، هنگامي که محمد وفات مي يافت نيز به شما مي انديشيد، گواه اين امر کلماتي است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، اين کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما يادآوري مي کنند که يکديگر را دوست داشته باشيد، که به همنوع خود مهرباني نماييد، که همسايه خود را دوست بداريد، زيرا که هيچ کس به تنهايي وارد بهشت خدا (ملکوت الهي) نخواهد شد.
تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را براي ديگران ارسال نخواهند کرد، زيرا آنها تنها به خود مي انديشند، ولي اگر شما جزء آن 7% باقي مانده مي باشيد، اين پيام را براي ديگران ارسال نماييد، من جزء آن 7% بودم، همچنين به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذاي خود را با شما سهيم شوم

پروژه و کار کلاسی مدیریت منابع مالی(دکتر تهرانی)

همکلاسی های محترم

ظاهرا آقای دکتر برای اینکه ما این ترم این درس رو پاس کنیم برامون کار کلاسی در نظر گرفتند.لذا طی صحبتی که با ایشون بعنوان نماینده شما داشتم،قرار شد مشخصات کامل همه همکلاسی ها توسط من جمع آوری بشه و به ایشون بدم تا بعدا مشخص کنند دقیقا برنامه شون چیه واسه تک تک ماها.

لذا خواهش می کنم سریعا تا قبل از شنبه هر یک از شما این فایل رو دانلود کنه و بعد از پر کردن و ذخیره فایل به نام شخصی خودتون،اونرو به ایمیل من ارسال کنه.من پس از گرفتن مشخصات تک تک شما باید این فایل های اکسل رو توی یک فایل تجمیع کنم.از اون فایل یک نسخه هم به خودتون میدم.

تعلل هر کدوم از همکلاسی ها به ضرر خودشونه چون من شنبه هر کی مشخصاتشو فرستاده بود میدم به دکتر.

لینک فایل فرم دکتر تهرانی: http://s2.picofile.com/file/7352428381/form_dr_tehrani.xls.html

پیشداوری-پائولو کولیو

مطلب جالبی از خانم صیاد:
..ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم...
ادامه نوشته

خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت، پس لطفا بخوانيد!

مطلب جالب از همکلاسی مون آقای ملارضا

سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو Volvo   استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت

ادامه نوشته

حسرت آدمها در زمان مرگ

یه پرستار استرالیایی بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشرکرده
اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن
حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم
حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش رو داشتم که احساسات‌ام رو به صدای بلند بگم
حسرت چهارم: کاش رابطه‌هام رو با دوستام حفظ می‌کردم
حسرت پنجم: کاش شادتر می‌بودم

داستان کوتاه-انسانهای بزرگ

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.

پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.

دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را در دست زن می فشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم.

یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیر!

دو ونسزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
بله کاملا همینطور است.

دو ونسزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.

. قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی

. قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی
 
                                                                                      
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.

تا حالا ساعت به این قشنگی دیده بودی؟؟؟؟!!! خوب حالا ببین

سلام دوست عزیز

تا حالا ساعت به این قشنگی دیده بودی؟؟؟؟!!!
خوب حالا ببین
 

20 عامل عقب ماندگی ایرانیان_سخنرانی‌ مصطفی‌ ملکیان‌


ادامه نوشته

سازگاری ایرانی _مهندس مهدی بازرگان


ادامه نوشته

ده نکته یاد گرفتنی از مردم بزرگ ژاپن برای مردم جهان


ادامه نوشته

خلقیات ما ایرانیان!

دو صفحه نوشته ساده به کتاب "خلقیات ما ایرانیان" به قلم روانشاد محمد علی جمال زاده اضافه کنید!!!

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!

پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!

بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!

موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!

شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!

فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دین و مذهب! و عربها و غیره! اما تا یه مشكلی پیش میاد میگیم یا فلان امام!! و در لوس آنجلس هم بیشتر سفره حضرت عباس باز میکنیم تا توی تهران...

ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که میشیم پنج نظر متفاوت داریم و هممون خیال میکنیم حق داریم.

ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!

ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!

ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!

ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!

ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار های آدمخور .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !

ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!

ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط !

ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.

به آذری ها متلک میگیم، اونارو مسخره میکنیم و براشون جوک میسازیم ولی بهترین و مفیدترین دوستامون آذری هستن!

اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:

یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!

دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!

سه: دولت کشورمون باید مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با یک شرط:

ما همون "آدم" هایی که در بالا گفتیم بمونیم!!!

قابل توجه جزوه نویسان

دوستانی که قبول زحمت نوشتن جزوات رو انجام دادن توجه کنند که از این فرصت تعطیلات استفاده کنند و تا آخرین جلسه قبل از عید رو بنویسن.همکلاسی ها مکررا به من ایمیل زدند و منتظر جزوات شما هستند.در ضمن اگه از بقیه همکلاسی ها کسی هست که موازی همین جزوه ها،خودش جزوه ای نوشته اگه دوست داشت جزوه ش رو آپلود کنه و لینک آپلودش رو برام بفرسته تا اون هم بارگذاری بشه.بهرحال چند روایت از درس ها داشته باشیم بهتره.