جزوات دروس ترم902

در این پست ثابت و در قسمت ادامه مطلب لیست و لینک تمامی فایل های جزوات به صورت یکجا میاد.از این به بعد هر جلسه از جزوه ها فقط توی همین پست اضافه میشه پس مدام چکش کنید.

همچنین اگه به هر دلیل مشکلی توی دریافت جزوه ها داشتید به نویسنده همون جزوه ایمیل بزنید.بعضی از این دوستان جزوه نویس نمیتونند فایل جزوه شونو توی وبلاگ بارگذاری کنند و مجبورند به تک تک همکلاسی ها ایمیلش کنند.اطلاعات تماس و ایمیل رو از بانک اطلاعات(در موضوعات وبلاگ)دانلود کنید.

در ضمن پروژه های این ترم:

مسایل جاری در مدیریت:یک سازمان مثلا سازمان خودتان را در نظر بگیرید و با مدل هایی مثل تئوری سه شاخگی اهرنجانی آنرا تحلیل کنید.

سازمان های پیچیده:یکی از موضوعات مطرح شده در جلسه اول را انتخاب کنید و یک مقاله کتابخانه ای براش بنویسید(کپی کنید!!!)

مدیریت استراتژیک:برای سازمان خودتان با استفاده از مباحث این درس استراتژی بنویسید(فقط به مدیرتان آنرا نشان ندهید...!)

بازاریابی:یا یک مقاله مربوط به سال2008به این طرف را ترجمه کنید و یا روی یک محصول یا خدمت ، مسایل بازاریابی را تحلیل کنید.

همه موارد بالا را پس از هماهنگی ایمیلی با اساتید معظم انجام دهید.

جزوه ها رو در ادامه مطلب رو داشته باشید:

ادامه نوشته

پیام تبریک عید

دوستان هر کی هرجور پیام تبریک عید و سال نو از هر سبکی داره اینجا بنویسه آخرش همه اینها رو جمع می کنم برای همه ایمیل می کنم.فکر کنم کلکسیون جالبی بشه.فقط به دلایلی که بعدا میگم نظرات بعد از تایید خودم قابل نمایش میشه.نگران نمایش فوری نظرات نباشید.به فاصله یک روز نظرات تایید میشه

این شما و اینم تبریک نوروزی تون...

چند شعر :

فریدون مشیری:

·       خوش به حال غنچه‌های نیمه باز

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه‌ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ.
ادامه نوشته

بازگشت اقتصاد‌ مارکسیستی به اقتصاد آزاد آدام اسمیت

از قریب به 200 سال پیش تا به امروز که آدام اسمیت نظریه «اقتصاد آزاد»ش را
مطرح نمود، نظریه‌ای که اساس و بنیان نظام سرمایه‌داری امروزی را رقم زد،
بسیاری در مقام رویارویی و رد آن نظریه برآمده‌اند. اما به نظر می‌رسد که هر
بار آدام اسمیت سر از قبر به در آورده و پس از شکست مدعی، دوباره به آرام‌گاه
ابدی‌اش بازگشته است.جدی‌ترین اصولی‌ترین مدعی او کارل مارکس بود . او سرمایه‌داری و نظام اقتصاد

آزاد آدام اسمیت را متهم به استثمار و برده‌کشی از طیف کارگر و زحمتکشان به
تجارت منابع و مواد اولیه خام کشور‌های توسعه نیافته که بعدا به نام جهان سوم
معروف شدند به فربه شدن دولت‌ها و نظام‌های سرمایه‌داری به قیمت فقیر‌تر شدن
زحمتکشان کشور‌های سرمایه‌داری از یکسو و از سویی دیگر فقیر شدن و استثمار
کشاورزان و مردم تهی دست آنها، آسیا و آمریکا جنوبی داشت.
و در یک کلام هیچ نکته و جنبه مثبتی در اقتصاد آدام اسمیت ندید. از جهتی دیگر
او پیش‌بینی نمود که کشور‌های سرمایه‌داری برای رقابت بیشتر با یکدیگر مجبور
می‌شوند که بهاء کالا‌های ساخته شده را پایین بیاورند و از سوی دیگر برای به
دست آوردن سهم بیشتری از بازار برای تولیدات و کالا‌هایشان در کشور‌های دیگر
با یکدیگر تا مرز جنگ و کشتار هم پیش بروند. برای پایین آوردن بهای تمام کالای
تولیدی بزعم مارکس، سرمایه داران تلاش می‌کنند تا از یک سو حقوق و دستمزد
کارگران یا به زعم او «پرولتاریا» رو پایین نگه دارند، و از سویی دیگر هم تلاش
می‌کنند تا مواد اولیه و منابع طبیعی را که از کشور‌های توسعه یافته آفریقایی
، آسیایی و آمریکایی لاتین وارد می‌کنند با بهای کمتری وارد کنند.
مارکس شد جدی‌ترین و محترم‌ترین منتقد سرمایه‌داری و اقتصاد آزاد آدام اسمیت.
بسیاری از روشنفکران،دگر اندیشان و اندیشمندان متفکرین اروپایی بعد از مارکس
در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم دنبال رو مارکس شدند. اما
پیروان مارکس و منتقدش یا مخالفین سرمایه‌داری فقط محدود و منحصر به
اندیشمندان و و متفکرین غربی نمی‌شد. بسیاری از رهبران احزاب و تشکل‌های چپ،
روزنامه‌نگاران، نویسندگان، رهبران اتحادیه‌های کارگری و فعالین سیاسی رادیکال
و انقلابی مخالف نظام‌های سرمایه‌داری هم به مارکس تاسی کردند و به وی
گرویدند. بسیاری از آنان در راس جنبش های رادیکال و انقلابی قرار گرفتند. این
جنبش‌ها و قیام‌ها که عمدتا در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اتفاق
افتادند نوعا شکست خوردند. اما یکی از آنها توانست به پروزی برسد. پیروزی که
تاریخ اروپا و غرب به تبع آن جهان را دگرگون ساخت.
لنین به همراه شماری دیگر از مارکسیت‌های روسیه توانستند یک انقلاب موفق را در
کشورشان انجام دهند. انقلابی که باعث تولید نخستین نظام سیاسی و اقتصادی حسب
آراء و اندیشه‌های کارن مارکس شد انقلابیون روسیه تمامی آثار و بقایای اقتصاد
سرمایه‌داری را در روسیه ریشه‌کن ساختند و به جای اقتصاد آزاد آدام اسمیت، یک
نظام اقتصاد سوسیالیستی حسب تئوری‌های کارل مارکس را بنا نهادند. همه چیز به
مالکیت تولید درآمد. از زمین، تراکتور، چاه آب گرفته تا یک کارگاه تولیدی کوچک
تا صنایع بزرگ با ده‌ها هزار پرسنل، تا وسائط نقلیه عمومی از تاکسی گرفته تا
اتوبوس و تراموا، تا بیمارستان‌ها، مدارس تا مهدکودک‌ها، تا معادن ، نفت، گاز،
تا بانک‌ها، تا صادرات، واردات فروشگاه‌های بزرگ حتی تا نانوایی‌ها توسط
بلشویکها به نفع دولت انقلابی کمونیستی ضبط شدند تا به نفع زحمتکشان کشاورزان
وطبقه کارگر از آنها بهره‌ور می‌شود.
انقلاب مارکسیستی فقط در مرزهای روسیه باقی نماند. یکی پس از دیگری تمامی
ایالات‌ها و ولایت‌های امپراتوری روسیه دچار انقلاب شدند از قرقیزستان،
تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان در آسای مرکزی گرفته تا ارمنستان، آذربایجان
و گرجستان در قفقاز تا اوکراین، بلاروس، مالدوی در بخش‌های اروپایی امپراتوری.
بعد نوبت به کشورهای اروپایی همجوار روسیه رسید. ظرف کمتر از چند سال، از
بلغارستان و رومانی در منتهی‌الیه شرق اروپا تا یوگسلاوی (صربستان، آلبانی،
بوسنی و هرزگوین، کرواسی، مونته‌نگرو) در اروپای مرکزی، تا لهستان، مجارستان،
چکسلواکی و بالاخره آلمان شرقی در غرب اروپا شدند کشورهای کمونیستی. اقتصاد
سرمایه‌داری در تمامی این جوامع برچیده شد و جای آن را اقتصاد سوسیالیستی
ضدسرمایه‌داری گرفت. گسترش و پیشروی‌ها مارکسیسم فقط محدود به کشورهای اروپای
شرقی نماند. در قاره آسیا در چین، کره‌شمالی ویتنام، لائوس و نهایتاً در
کامبوج هم رژیم‌های کمونیستی در نتیجه مبارزات گسترده و انقلاب بر روی کار
آمدند. در آمریکای جنوبی هم مارکسیسم توانست پیشرفت نماید و در کشور کوبا هم
مبارزین مارکسیست توانستند در پرتو ببارزات مسلحانه یک انقلاب تمام‌ معیار
ایجاد نمایند.
همچون روسیه یا اتحاد شوروی، در تمامی این کشورها هم نظام اقتصاد سرمایه‌داری
آدام اسمیت واژگون گردید و به جای آن نظام‌های اقتصادی سوسیالیستی جایگزین
شدند. در تمامی آنها هم هدف رفع استثمار فرد از فرد، محو آثار و تبعات زیانبار
سرمایه‌داری، عدالت، برابری و مساوات بود. اما نهایتاً چه شد؟ واقعیت آن است
که هیچ‌یک از این اقتصادها نتوانستند به آن اهداف والاو برجسته انسانی برسند.
نه اتحاد شوروی سابق توانست، نه لهستان، نه یوگسلاوی سابق، نه چین و نه
هیچ‌کدام دیگر. روسیه و سایر کشورهای کمونیستی نه برابری توانستند ایجاد کنند،
نه مساوات، نه عدالت ونه هیچ یک از آن امیال و آرزوهایی که مارکس و
مارکسیست‌ها صادقانه و اانقلابی می‌خواستند به آن برسند. جملگی اقتصادهایی که
با نوید برابری، عدالت و مساوات تشکیل شده بودند درعمل و پس از قریب به 75 سال
آنچه که ایجاد کرده بودند، اقتصادهایی دولتی ناکارآمد، فاسد، بورکراتیک و
متورم از خط نیروی کار (استخدام بیش از حد کارکنان) بودند. اگر چه مالکین از
آن دولت بود و مالکیت خصوصی برچیده شده بود، اگرچه «سرما یه دار آن زالوصفت که
خون زحمت‌کشان را می‌مکید شد» دیگر در این کشورها وجود نداشتند اما به‌جای آن
یک طبقه یا قشر بورکرات از دولتمردان در قالب حزب کمونیست به‌وجود آمده بودند
که همه قدرت را در دست داشتند. یک اقلیت کوچک که به زحمت به 5 یا حداکثر 10
درصد جمعیت در این کشورها بالغ نمی‌شد با تکیه به ارکان و نهادهای امنیتی،
پلیسی به اطلاعاتی و نظامی از طریق حزب کمونیست کنترل 90درصد مابقی را در دست
داشتند. حزب کمونیست نه کوچکترین انتقاد و مخالفت به نظام را تحمل می‌کرد و نه
اجازه می‌داند تا هیچ نهاد مستقلی از حزب در کشور حیات داشته باشد. به عبارت
دیگر این فقط از نظر اقتصادی نبود که این کشورها به نظام های ناکارآمد و
غیرقابل رقابت با اقتصادهای سرمایه‌داری تبدیل شده بودند. از منظر سیاسی هم
این نظام ها به شدت سرکوب‌گر، مختنق و دیکتاتور بودند.
آدام اسمیت آنچه که پیام عدالت،برابری و مساوات شکل گرفته بود، آنچه که
به‌منظور رهایی کشاورزان، کارگران و زحمت‌کشان وپرولتاریا یا از استثمار اشراف
و ملاکین، کارخانه‌دارها و سرمایه‌داران به‌وجود آمده بود، در عمل تبدیل به
زندانی شده بود که هر کس می‌توانست از آن فرار می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین
آرزوها برای مردم روسیه ، آلمان شرقی، لهستان و... خروج از کشورشان بود. جالب
است که تجربه سایر رژیم های کمونیستی همه خیلی جالب‌تر از تجربه اروپای شرقی
در نیامده و نظام مالی که در دهه‌های قرن بیستم شکل گرفته بود شد یکی پس از
دیگری در دهه‌های پایانی آن تجربه به اقتصاد مارکسیتی را کنار گذارد و مجدداً
به بعد از قریب به 75 سال به اقتصاد آزاد اسمیت بازگشتند.



صادق زیبا کلام

*استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران

 منبع:  خبرآنلاین

یک خطای دید

http://s1.picofile.com/file/7329175371/213922_260.jpg

آیا در تصویر فوق دایره ای می بینید؟ با نگاه اول مطلقا شما هیچ دایره ای نخواهید دید اما باید بدانید که ۱۶ دایره در این تصویر وجود دارد. با دقت بیشتر به فاصله بین هر دو مکعب ها نگاه کنید… در بین هر دو مکعب یک دایره وجود دارد که مجموعا ۱۶ دایره میشود.

آیا شما اینگونه اید؟


ادامه نوشته

تفاوت نگرشي در شيوه هاي آموزش ژاپني‌ها و ايراني ها


ادامه نوشته

پروژه های این ترم(پورتفولیویروژه ها!)

مسایل جاری در مدیریت:یک سازمان مثلا سازمان خودتان را در نظر بگیرید و با مدل هایی مثل تئوری سه شاخگی اهرنجانی آنرا تحلیل کنید.

سازمان های پیچیده:یکی از موضوعات مطرح شده در جلسه اول را انتخاب کنید و یک مقاله کتابخانه ای براش بنویسید(کپی کنید!!!)

مدیریت استراتژیک:برای سازمان خودتان با استفاده از مباحث این درس استراتژی بنویسید(فقط به مدیرتان آنرا نشان ندهید...!)

بازاریابی:یا یک مقاله مربوط به سال2008به این طرف را ترجمه کنید و یا روی یک محصول یا خدمت ، مسایل بازاریابی را تحلیل کنید.

همه موارد بالا را پس از هماهنگی ایمیلی با اساتید معظم انجام دهید.

روایت پیتر دراکر از فا حشه های شرکت جنرال موتورز


ادامه نوشته

آنتونی رابینز - زندگینامه

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 28 April 2009
Image
 در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد.
این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت.
اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست.  و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.
 ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.
او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.
در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.
این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.
رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM ، American express ، Mac Daglas ، AT &T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.
تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است .
با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل
می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.
اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.
علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.
رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: ” شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.”
آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.
نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید -

برگرفته از: salamatkadeh.blogsky.com

خلاصه کتاب های مدیرتی و کارآفرینی

خلاصه کتاب های مدیریتی
صفت های بایسته یک رهبر چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 16 January 2008
دریافت فایل (pdf)
 
راه های ساده برای مدیریت کارمندان - پرمود باترا، ویجی باترا چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 15 January 2008
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 15 January 2008 )
 
قوانین جهانی موفقیت ـ برایان تریسی چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 12 December 2007
دریافت فایل (word)
 
پیش به سوی کارآفرینی ـ جیمز آر . کوک چاپ ارسال به دوست
Sunday, 09 December 2007
دریافت فایل(word)
 
تحول موفقیت در فرهنگ دیجیتالی فردا ـ روزابت کانتر چاپ ارسال به دوست
Sunday, 28 October 2007
دریافت فایل(pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
آیین‌نامه نظارت شرکت‌ها براساس(ECD) چاپ ارسال به دوست
Saturday, 27 October 2007
دریافت فایل(pdf)
 
پنجمین فرمان خلق سازمان یادگیرنده ـ پیتر سنگه چاپ ارسال به دوست
Friday, 26 October 2007
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
واقعیت ساده در مورد کنار آمدن با دوستان و دشمنان در محل کار چاپ ارسال به دوست
Thursday, 25 October 2007
دریافت فایل (pdf)
تاریخ بروز رسانی ( Tuesday, 23 October 2007 )
 
بابای دارا، بابای ندار(رابرت کیو ساکی،شارون لچنر) چاپ ارسال به دوست
Wednesday, 24 October 2007
دریافت فایل(pdf)
 
تنها بی‌پروایان پایدارند - اندرو گرو چاپ ارسال به دوست
Tuesday, 23 October 2007
دریافت فایل (pdf)
 

تغییر ساعت کلاس مسایل جاری در مدیریت

با صحبتی که با استاد و آقای ناظم پور شد آقای دکتر فلاح از برگزاری کلاس در ساعت14تا16شنبه ها بشدت استقبال کرد و حتی به نوعی خود را مصر به این موضوع نشان داد ولی گویا یکی از همکلاسی ها اعلام مخالفت نموده با این موضوع و لذا استاد تغییر ساعت کلاس را منوط به توافق100درصدی دانست.من تصور نمی کردم کسی باشه که براش بعدازظهر بودن کلاس ها ارجحیت نداشته باشه چون اکثر ماها شاغلیم و کلاس صبح یعنی بیخیال کلاس!من که بشدت مشکل دارم و نمیتونم حتی گوش بدم به کلاس چه برسه به اینکه بخوام مشارکت کنم.من خواهش می کنم اگه از دوستان کسی هست که واقعا مشکل حاد نداره و میتونه موافقت کنه با کلاس بعدازظهر،به احترام دوستان با آقای ناظم پور تماس بگیره و از نظر منفی خودش انصراف بده.

در ضمن اگه کسی مخالف برگزاری کلاس توی ساعت14شنبه است توی نظرات اعلام کنه .عدم نظردهی یعنی اینکه همه موافقند و این مبنای درخواست ما میشه.

خلاصه فصول11و12کتاب استراتژی دکتر علی احمدی پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه فصول7و8و9و10کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه فصول5و6 کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

خلاصه کتاب مدیریت استراتژیک دکتر علی احمدی-دانشگاه پیام نور


ادامه نوشته

۲۱ پند مدیریتی ماتسوشیتا  


ادامه نوشته

بانک اطلاعات تماس های همکلاسی ها

اطلاعات تماس و محل کار همکلاسی ها که در مراحل مختلف تکمیل شده رو یک بار دیگه اینجا میذارم.اگه کسی اطلاعاتش توی این بانک نیست یا ناقصه توی اون فایل اکسل تکمیل کنه و برام ایمیل کنه تا آپدیتش کنم.

http://s1.picofile.com/file/7319959458/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%AF_%D9%88_%D9%87%D9%85%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D9%87%D8%A7.rar.html

عذرخواهی یک دقیقه ای(حاشیه جنجالی کلاس بازرگانی بین الملل)

توی کلاس بازرگانی بین الملل هفته قبل مسأله کوچکی پیش اومد و لذا چون ماجرا یه جورایی به همه مربوط میشد گفتم اینجا مطرحش کنم:

ماجرا از این قرار بود که خانم محققی و یکی دو نفر دیگه به استاد خسته نباشید و چند جمله مشابه این گفتند و مفهومش این بود که استاد تمومش کن میخواهیم بریم و... حالا استاد هم گیرداده بود این بحث رو تموم کنند.منم به شوخی و البته شاید با یه ادبیات تند گفتم کسی دوستان رو مجبور به نشستن توی کلاس نکرده و اصلا قصد توهین یا هر قصد شیطانی دیگری نداشتم اما یه کم فکر نکردم شاید بشه ادبیات دیگری به کار برد که دوپهلو نباشه چون سریع تایپ کرده بودم. البته خانم رادمنش هم به کمک اومد و خانم محققی هم مسأله رو به مسئولیت خانم ها حتی در روزهای تعطیل بعنوان زن کشوندند.

بهرحال همیشه از حرفای خاله زنکی بدم اومده ولی چون این ماجرا توی جمع و بصورت عمومی اتفاق افتاد همین جا از این دو بزرگوار(خانم محققی و رادمنش)عذرخواهی می کنم و ایشان شک نداشته باشند من هرگز و به هیچ وجهی من الوجوه قصد توهین یا تحکم یا هر چیز دیگری مشابه این را به انها نداشته ام.امیدوارم مطلب را درک کرده باشند.

از طرفی به خودم و سایر دوستان یادآور می شوم با توجه به غیر حضوری بودن کلاس ها الزامی به حضور پای کلاس نیست و میشه حاضری رو زد و رفت.حالا بماند که بعضی از همکلاسی ها هیچ یک از کلاس ها رو حتی شرکت نمیکنند.پس فشار به استاد برای اتمام کلاس اونهم وسط پاسخگویی به سوال یه همکلاسی دیگه شاید خیلی جالب نباشه.ما توی بیرون باید کلا بالا پایین بریم تا این اساتید رو پیدا کنیم تا بهمون محل و خیابون بدند و جواب سوال بدند واسه هر جلسه هر استاد کلی هزینه مالی و وقتی میکنیم پس بهتره تا میتونیم از دانش ضمنی و صریح اساتید استفاده کنیم.دوستان فارغ از خودم که اساسا آدم شلوغی بودم سر کلاس ها از صدر اسلام تا کنون،این مباحثه برخی دوستان با استاد خیلی به نفع بقیه است چون استاد در حالت عادی همون مطالب رسمی توی کتاب رو میگه ولی توی این مباحثه ها تجارب پنهان خودش رو ناخواسته رو میکنه و این وارد گستره دانش ما میشه.لذا از دوستان خواهش می کنم استاد رو با گفتن خسته نباشید دلسرد نکنید.تازه ممکنه یه جورایی بعضیاشون که مامانم اینایی باشن احساس کنند بهشون توهین شده.از قدیم گفتن مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.پس بجای خسته نباشید با طرح بحث(البته بموقع و بجا) در دانش پنهان استاد رو به روی سایر همکلاسی ها باز کنیم.البته شانس آوردید این ترم اکثر درس ها بویژه درسهایی که صبح اجرا میشه رو من فقط آن میشم و نمیتونم مشارکت کنم!و بماند که بعضی اساتید مثل دکاتر(جمع دکترها!) تهرانی،حقیقی و زارعی روی خوشی به باز کردن در معادن دانش ضمنی خودشون رو به روی تشنگان علم باز نمی کنند و اجازه مباحثه نمی دهند.

تكنولوژي حيرت انگيز ژاپني ها

مطلب جالبی از آقای پورصدری

ادامه نوشته

اعتراض به نمرهmis

با سلام و احترام
طي تماسي كه با آقاي دكتر زارعي متين داشتم ايشان فرمودند كليه كساني كه به نمره
mis اعتراض دارند حتما در مدت مقرر قانوني نسبت به اعتراض خودشان اقدام نمايند تا اعتراضات بررسي شود
 13/12/90با تشكر  مزيدي

لینکستان8


ادامه نوشته

لینکستان7


ادامه نوشته

لینکستان6


ادامه نوشته

لینکستان5


ادامه نوشته

لینکستان4


ادامه نوشته

لینکستان4


ادامه نوشته

لینکستان3


ادامه نوشته

نمره mis

به سلامتی نمره mis اعلام شد.کسی میدونه نمره ها چجور بود؟

دانشجو در کشورهای مختلف!  


ادامه نوشته

اصطلاحات دانشجویی !  


ادامه نوشته