پیام تبریک عید
یک روز،
قبل از طلوع
خورشید پای پنجره ات می آید
از دور سر به گوش تو می آرد:
"بیدار شو، شکوفه ! زمستان رفت"
بیدار می شوی
و چشمهای قهوه ای ات سبز می شوند
· مزمور بهار
بزرگا، گیتی آرا نقشبند روزگارا،
ای بهار ژرف!
به دیگر روز و دیگر سال
تو می آیی و باران در رکابت مژده ی دیدار و بیداری
تو می آیی و همراهت شمیم و شرم شبگیران
و لبخند جوانه ها
که می رویند از تنواره ی پیران.
تو می آیی و در باران رگباران
صدای گام نرمانرم تو بر خاک
سپیداران عریان را
به اسفندارَمذ تبریک خواهد گفت
تو می خندی و در شرم شمیمت شب
بخور مجمری خواهد شدن در مقدم خورشید
نثاران رهت از باغ بیداران،
شقایقها و عاشقها
چه غم کاین ارغوان تشنه را
در رهگذار خود نخواهی دید؟
(برگرفته از کتاب شعر "از بودن و سرودن"- شفیعی کدکنی)
شعری از خسرو گلسرخی:
فریاد برکشید:
عید آمدهست، عید
هنگام پایکوبی و شادیست زین نوید
روشن کنید شمع
بر خوان نمک نهید
قرآن و نان دهید
با سفره سبزه و گل و گلدان بیاورید.
گفتم: کفی ز خاک
تا بزم را خجسته کند یادی از شهید.
برای نشرمطلب در وبلاگ، فایل خود را به vahidreza2060@yahoo.comایمیل کنید